Film List  

فيلمهاي برتر

     
 


Haji Washington  

حاجي  واشنگتن

 

Directed by Ali Hatami
 باريگران :
عزت الله انتظامي , ريچارد هريسون , راسل گاس , لودويكو دلويويو , ماريو دو ناتونه ,دينو ماريو, ماسيو ژيگانتي, مهري واديان, اسماعيل محمدي
تهيه كننده: علي حاتمي
محصول شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي ايران 
1981. Color  35mm.  100 minutes.
Censored until 1998
غربت و ماليخوليا 
نقدي بر فيلم سينمايي حاجي واشنگتن(ساخته علي حاتمي) 
در حاجي واشنگتن, زبان فاخر و مطنطني كه حاتمي عاشق آن است يكي از با معناترين و زيباترين كاربردهاي خود را در سينما پيدا ميكند.
حاجي واشنگتن پخته ترين نگاه حاتمي به دوره قاجار و تقابل سنت و تجدد است , كه ابدا رنگ حسرتخواري يك جانبه براي گذشته اي از كف رفته و زيبا  را ندارد.
در حاجي واشنگتن چيزي هست كه با وجود عيب هاي فني بسيار آن با وجود برش هاي پرش دارش (كه البته از نوع jump cut هاي آگاهانه و تعمدي سينماي مدرن نيست )و با وجود بخش نامربوط به پناهنده شدن سرخپوست به سفارت كه به فيلم لطمه جدي ميزند, به آن اصالت و قوتي منحصر به فرد ميبخشد و آن را به يكي از بهترين فيلمهاي علي حاتمي و يكي از اثار برجسته سينماي ايران بدل ميسازد.
در راس محسنات فيلم  شخصيت پردازي نيرومند حاجي واشنگتن است. او به صورت كليشه اي درباريان احمق و بي شعور و فاسددوران قاجار را به تصويركشيده نشده است و اصولا افشاگري و نمايش فساد دربار قاجار نيست(هر چند در جاي خود از زبان حاجي كه پرورده اين دربار است , اين كار به رساترين وجه صورت ميگيرد .) حاجي دلقك نيست (انگليسي را خوب حرف ميزند ,
پسته دادن او به ينگه دنياييان با چنان وقاري انجام ميگيرد كه نه آنها و نه بيننده را به خنده نمي اندازد),عزت نفس دارد (با وجود اينكه آه در بساط ندارد , رفتارش با مستخدمان سفارت چنان است كه اجترام آنها  را بر مي انگيزد),عرق ملي دارد (از ابتدا نگران است كه چرا در اروپا كس ايراني ها را نمي شناسد و بعد , پس از رسيدن به واشنگتن , بر خلاف مترجمش , شيوه زندگي خود را حفظ ميكند ), اما با ديده تعصب به پيشرفت هاي غربيان نگاه نمي كند. واقعيت ها را مي داند (مي داند كه مترجمش از ابتدا به قصد تحصيل با او آمده است , مي داند كه در  مملكتش ظلم بيداد ميكند و رعيت در مضيقه است,مي داند كه دربار غرق در فساد است و....), و عاشق است , عشقي سوزناك به تنها دخترش و دقيقا به خاطر همين خصايص انساني  حاجي  است كه وقتي به فلاكت مي افتد -بيننده با او احساس همدلي مي كند و دلش براي اوميسوزد. شيوه زيست و تفكر سنتي او  احساس همدلي مي كند  و دلش  براي او   مي سوزد  . شيوه زيست و تفكر سنتي او  هنوز هم در يكايك ما ريشه دار  و به همين سبس هم هست  كه به فلاكت افتادن او چنين دل بدرد مي آورد .
و عزت الله انتظامي , در يكي از بهترين هاي  سينمايي  خود , به اين شخصيت جان مي بخشد. نگاههاي دريده او كه از سنگدلي طبيعي مردان دربار قاجار حكايت ميكند,راه رفتن مغرورانه او,طمانينه و وقار سخن گفتنش ,دردي كه چون به ياد دخترش مي افتد چشمانش حكايت ميكنند,و در عين حال هيات ترحم برانگيزش وقتي بيماري غش به سراغش مي آيد يا غربت مستاصلش ميكند,به شدت موثر و تكان دهنده است . انتظامي تقريبا در همه نماهاي فيلم حضور دارد و هيچ جا كم نمي آورد. و به جرات مي توان گفت كه پيچيدگي و چند لايگي شخصيت حاجي واشنگتن ,شخصيت حاجي واشنگتن را هيچ بازيگر ديگري نمي توانست به اين خوبي در بياورد.
در حاجي واشنگتن زبان ,فاخر و مطنطني كه حاتمي عاشق آن است يكي از با معناترين و زيباترين كاربردهاي خود را در سينما پيدا ميكند .اين زبان ,كه در اين فيلم يا گفتار دروني حاجي است يا آنچه حقيقتا بر زبان جاري ميكند,در عين حال كه به لحاظ آهنگ موزون آن و به كارگيري استادانه همه صنايع سخنوري در اوج است, اما به هر رو به قصر مجللي با ديوارهاي پر نقش و نگار مي ماند كه به موزه مي خورد و در دنياي تازه اي كه حاجي وارد آن شده است كاربردي ندارد,وقتي حاجي ميخواهد از اين زبان استفاده كند , آن را نمي فهمد عدم تفاهم بين دو دنيا و دو جهان بيني, كجا به زيبايي صحنه نطق حاجي در حضور رييس جمهور آمريكا به تصوير كشيده شده است ؟ علاوه بر اين , در بسياري از صحنه هاي فيلم ,مثلا آنجا كه حاجي گزارش شرفيابي  به حضور رئيس  جمهور را         مي نويسد  , يا آمدن  رييس جمهور  سابق را سفارت شرح مي دهد  ,اين زبان, تو گويي از شر ماوقع,چنانچه روي مي دهد  ناتوان  است, گويي بناي مجلل آن كار بيان حقايق آن كار ساده نمي آيد, و براي بيان چيزي با شكوهتر مناسب است. پس رنگ ريا و دروغ به خود ميگيرد و ماجرا را شرح ميدهد .و اين كلام ,از آغاز تا پايان فيلم , به موازات نوار تصوير ادامه  دارد و معناي تصاوير بدون منظور كردن اين حضور نيرومند و دائمي , به  كلي ديگر مي بود . اما حاجي واشنگتن در يك كلام  درباره غربت و تنهايي  است . حاجي در اين دنيا به كلي غريب است  . اين غربت در تنهايي او در ساختمان در ندشت سفارت در فضاي خالي و مه آلود هتل پارادايز كه هيچ تابنده اي در آن نيست جز يك جا  زني كه او هم به خواب و خيال ماند تا آدميزاد , در ناهماهنگي شيوه زيست و هيات ظاهري او با سر تراشيده و البسه ايراني با محيط تازه ,در نا همخواني نطق فاخرش  كه خود آن را به فتح تعبير مي كند با زندگي نو ,و در حسرت سوزان دوري از فرزند كه با پرداخت  تند ,شكل دوري از اصل را  به خود ميگيرد, تبلور يافته است . سادگي دكورهاي فيلم وتعداد اندك آدمهايي كه در فيلم (جز فصل  بدرقه حاجي)حاضرند, اين حس تنهايي و غربت را  تقويت  ميكند و اين غربتي است آميخته به حالتي از ماليخوليايي و بيمار گون . عروسكي كه حاجي به جاي دخترش به او عشق ميورزد, يكي از نشانه هاي اين حالت غير طبيعي است .حالت غشي حاجي و كفي كه هنگام غلبه اين حال بر دهان مي آورد ,خوني كه از او ميگيرند ,و...
و همچنين است تاكيد فيلم بر خون در صحنه هاي خون گيري از حاجي يا در فصل ذبح گوسفند قرباني و تشبيه نگاه گوسفند (كه حاجي قصد دارد تا لحظاتي ديگر كارد بر گلوي او بگذارد) به نگاه دخترش از سوي حاجي , كه هر دو همان فضا را تقويت ميكند.حاجي واشنگتن پخته ترين نگاه حاتمي به به دوران قاجار و تقابل سنت و تجدد بست, كه ابدا رنگ حسرتخواري يكجانبه براي گذشته اي از كف رفته و زيبا را ندارد,در سطح سمبل هاي بيروني متوقف نمي ماند و بر وجه رواني و بيمارگون شخصيت باايده در دنياي كهنه و ناتوان از تطبيق خويش با دنياي نو متمركز ميشود , نگاهي كه بعدها در فيلم هايي چون كمال الملك و دلشدگان به ساده انگاري  ميگرايد
 

روبرت صفاريان 

 
     
     

©Copyright 2000-2002 Zomorod.net. All Rights Reserved